حقیقت انسان و انسانیت در نهج‌البلاغه


حقیقت انسان و انسانیت در نهج‌البلاغه

چكیده:

مکاتب مختلف بشری در معرفی حقیقت انسان عقاید مختلفی دارند، برخی انسان را موجودی مرکب از مواد عالم ماده دانسته و هیچ حقیقت برتر از ماده را نمی‌پذیرند، گروهی دیگر انسان را موجودی عرشی می‌دانند که با فرش همراه شده و باید مراحل سیر به عرش را با اختیار خود از فرش آغاز نماید.

نهج‌البلاغه حقیقت و تمثّل انسانی انسان را در اثر نفخ روح الهی می‌داند، و با معیت روح با بدن حالت نفس انسانی حاصل می‌شود که به اقتضای حقیقت خود اهل سیر در ملکوت و اتصال به لاهوت است و به جهت تعلق به ماده و بودن در عالم ماده بُعد‎ْ هوای نفس و شهوات حیوانی پیدا کرده و پای‌بند عالم ماده می‌گردد.

شیطان از عوامل مؤثر نفوذ در نفس انسان و امّاره بالسوء نمودن آن است، اما انبیاء آمدند تا انسان را بیدار کرده و راه گریز از شیطان و مطمئنه نمودن نفس را به آن‌ها بشناسانند، نفس گرفتار شیطان بیمار بوده و لذا به کوری چشم دل مبتلا گشته و در نتیجه نگاه او به هستی نگاهی سطحی می‌گردد و جز عالم ظاهر و ظواهر عالم ماده را نمی‌شناسد و در نتیجه جز برای خاک نمی‌کوشد و حقیقت از عالم پاک بودن را فراموش می‌نماید.

در این مقاله راه توجه به این ارزش‌ها و چگونگی مبارزه با نفوذ شیطان و شیطانی شدن حقیقت انسان با توجه به نهج‌البلاغه بیان شده‌است.

دانلود مقاله


نظرات کاربران: